حضرت عیسى علیه السّلام عده اى را دید که گریه مىکردند. پرسید که چرا گریه مىکنند. جواب دادند که بر گناهانشان مىگریند. آن حضرت علیه السّلام فرمودند: اگر آن گناهان را ترک نمایند، آمرزیده مى شوند.
عیسی علی نبیناوعلیه السلام خطاب به اصحاب خویش فرمود:
اى حواریّون من از شما درخواستى دارم که مىخواهم
آن را بر آورده سازید،
حواریّون گفتند:
هر حاجتى دارى ما حاضر به انجام آن
هستیم،
پس عیسى (ع)برخاست و پاهاى آنها را شستشو داد،
آنها با شرم و خجالت گفتند:
اى روح خدا، سزاوار است ما پاى تو را شستشو دهیم،
امّا عیسى (ع)
فرمود:
من سزاوارترین مردم براى خدمت به عالم هستم،
بدانید همان طور که من براى شما تواضع کردم، شما هم بعد از من در میان مردم تواضع کنید،
سپس فرمود:
بر شما واجب است که تواضع کنید، چون حکمت با تواضع رشد مىکند نه با
تکبّر،
همان طور که گیاهان در دشت مىرویند، نه در روى کوه
« قصص الأنبیاء، ص:583»
پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله :
عیسى بن مریم علیه السلام مردى را دید که دزدى مىکند .
به او فرمود : «دزدى مىکنى؟».
مرد گفت : نه به خداى یگانه قسم !
عیسى علیه السلام فرمود : «به خدا ایمان دارم و چشم خود را دروغگو مىشمارم» .